|
|
|
|
|
"مَسَلَکَهُ یَنابیعَ فی الارض" به وسیله بارش باران،آب را از بالا نازل نمود، آنگاه به زمین دستور داد تا این آب ها را به کام خود فرو برد، سپس این آب های فرورفته را راهنمایی نمود تا در رده های و رگه های خاص جهیگزین شود، یک جا قنات به وجود بیاید، جای دیگر چشمه و چاه شود و ... همچنین درباره به جریان انداختن آب حیات که معارف قرآنی است، در زمینه زندگی مردم که دل های آنها است، نیز همین گونه تعبیر نموده و می فرماید ما این معارف را که آب زندگانی است در زمینه دل های مردم عبور می دهیم. بعضی از دل ها که رفیقند، بی درنگ آن آب را می پذیرند، اما برخی دیگر که همچون سنگ خارا سخت و نفوذ نا پذیر شده اند. از پذیرش ان امتناع می ورزد."کذلک نسلکه فی قلوب المجرمین لا یومنون به" خلاصه آن که می فرماید: ما آیات خود را در درون دل های اینها بردیم. معارف الهی را همچون به تک تک مجاری ادراکی و تحریکی آنان عرضه نمودیم. اما آنها با روشن نشدن حق از پذیرش آن امتناع نمودند، لذا هلاکت آنها بعد از اتمتم حجت بوده است." لِیُهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَیََّنَةٍ" گر چه در برخی ار آیات این چنین امده که فقط آیات الهی بر گوش اینها تلاوت شد. اما سر این تعبیر آن است که چون احتجاج نسبت به آنها سودی نبخشید و حجت هنگامی بالغه و رساست که ایات الهی به دل عرضه شود. شخص بفهمد و حجت بر او تمام شود. در این صورت اگر پذیرفت دچار عذاب الهی گردید، این هلاکت پس از اتمام حجت خواهد بود. "و قَد خَلَت سُنَّةُ الاولین" این نه تنها روش آنان بود، بلکه شیوه همه بد اندیشان این بود که هرگاه انبیای الهی ایات خدا را بر آنها عرضه می کردند، آنان سر باز می زدند و از آنها روی می گرداندند. التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 23:4 توسط گروه دینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اتمام حجت خداوند نسبت به گناهکاران در سوره ی مبارکه محمد- صلی الله و علیه و آل- آمده است: "اَفَلَا یَتَدَبَّرُونَ القُرآنَ اَم عَلَی قُلُوبٍ أَقفَالُها" معلوم می شود که گاهی دل قفل می شود. قفل دل همان معصیت است که نمی گذارد معارف به آن راه پیدا کند و در نتیجه چنین دلی جولانگاه وهم و خیال و مغالطات و پندارهای باطل می گردد.نکته ی دیگری که در رابطه با اینگونه افراد قابل توجه است آن است که می فرماید:معارف قرآن را از قلب این گناهکاران عبور می دهیم. اما آنها نمی پذیرند. خدای سبحان می فرماید:همان طور که در زیر زمین آبها را جاری می کنیم چشمه های تحت الارض ایجاد می نماییم، در بستر قلب اینها هم این علوم و معارف را جاری می کنیم ولی هیچ یک از نیرو های ادراکی (حس،وهم،خیال و عقل ) و تحریکی(شهوت تا محبت و اراده و تولّی و غضب و عداوت و کراهت و تبرّی) آنان این معارف را نمی پذیرد. آیه ی 10 سوره ی مبارکه حجر این چنین است: "وَ مَا یَأتیهِم مِّن رَّسُولٍ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَستَهزِءُونَ "سَلَکَه ُ" با "أسلَکَهُ" به یک معنی است ،شما اگر نخی را در سوراخ سوزن فرو کنید می گویند "أسلَکتُهُ "یا "سَلَکتُهُ"یعنی نخ را در این مجرا وارد کردم . این لفظ را درقرآن کریم درباره ی آبهای زیر زمینی به کار برده است. منبع : ولایت درقرآن ، عبدا...جوادی آملی ، مرکزنشرفرهنگی رجاء ،1369 ، ص157-160 سلام تا این جای مطلب رو داشته باشید. به امید خدا ادامش رو توی پست های بعدی خدمتتون تقدیم می کنم. امیدوارم بهره ی لازم روتا به اینجا برده باشید. التماس دعا |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 22:13 توسط گروه دینی
|
|
||